|
|
آیه الله العظمی بهجت دام ظله : به غیر از حافظیت خدا به هیچ چیز نباید اعتماد داشت. کتاب نفس مطمئنه
كاري از : و-بيدگلي کاشانی| جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 | 0:28 | + | موضوع: |
ما مثل بچهای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور میکنند. بچه جلب ویترین مغازهها میشود و دست پدر را رها میکند و در بازار گم میشود و وقتی متوجه میشود که دیگر پدر را نمیبیند؛ او گمان میکند پدرش گم شده است، در حالی که واقعا خودش گم شده است. انبیا، امامان و اولیا، پدران خلقند و دست خلایق را میگیرند تا آنها را سالم از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شدهاند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شدهاند. امام زمان (علیهالسلام) گم و غایب نشدهاند، ما گم و محجوب گشتهایم. ظاهرا میگوییم آقا میآید، ولی در حقیقت ما به خدمت حضرت میرویم. ما به پشت دیوار دنیا رفته و گم شدهایم باید از پشت دیوار بیرون بیاییم تا ببینبم که امام زمان(علیهالسلام) از همان ابتدا حاضر و منتظر ما بودهاند. سلطانی گروه دین و اندیشه تبیان
كاري از : و-بيدگلي کاشانی| جمعه چهاردهم فروردین 1388 | 21:42 | + | موضوع: |
عرضه اعمال بر امام زمان (عج)![]() امام خمینی(ره) در مورد عرضه اعمال به حضرت حجت میفرماید: در روایات آمده است پرونده اعمال ما در هر عصری به امام زمان آن عصر ارائه میشود. كه به تبع اعمال ما در این عصر به محضر امام زمان (عج) عرضه میشود و حضرت از اعمال ما با خبر میشوند. امام خمینی در این زمینه فرمایشاتی داشتهاند كه در اینجا ذكر میكنیم. تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه میشود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند. (1) توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعههای من هستند . اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل میشود. (2) طوری باشد که نامهها وقتی عرضه میشود، ایشان را متاثر نکند. (3) قبل از این که این نامه اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه اعمالمان. (4) تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه میشود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند. وقتی نامههای ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است که هر هفته میبرند، هفتهای دو دفعه.) وقتی که میبرند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم. (5) من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود. اینها شیعه تو هستند این کار را میکنند! نکند یک وقت خدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشتههای ملایکة اللهی که مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت میشود. ذرههایی که بر قلبهای شما میگذرد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. کسانی که مراقبت میکنند اینها را، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت، چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد. مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان. (6)
پینوشتها: 1- صحیفه نور ، ج 18، صص 17- 18 . 2- همان، ج 12، ص 128 . 3- همان، ج 12، ص 224 . 4- همان، ج 1، ص 33 . 5- همان، ج 8، ص 149 . 6- همان، ج 7، ص 267 . منبع :سایت تبیان كاري از : و-بيدگلي کاشانی| دوشنبه دهم فروردین 1388 | 0:19 | + | موضوع: |
در "قبر" چه میگذرد؟!![]() یكى از منازل هولناك سفر آخرت ، قبر است كه در هر روز مىگوید: انا بیت الغربة، انا بیت الوحشة ، انا بیت الدود (یعنى) منم خانه غربت و تنهایی، منم خانه وحشت، منم خانه كِرم . عقبه اول وحشت قبر است: در كتاب "من لا یحضره الفقیه" آمده است كه چون میت را به نزدیك قبر آورند فوراً او را داخل قبر نكنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگی است، و زمینی که قبر را در بر میگیرد از هول آنچه اتفاق خواهد افتاد به خداوند پناه برد؛ بنابراین خوب است که پیکر مرده را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كنند تا آماده ورود به منزلگاه ابدی و سختیهای قبر شود ، پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كنند. آنگاه او را به كنار قبر برند. علامه محمد تقی مجلسى(اول) در حوادث قبر گفته است: هر چند روح از بدن مفارقت كرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن كاملا زایل نشده و از بین نرفته است، و خوف ضغطه(1) قبر و سؤال منكر و نكیر و رومان فتّان قبور (2)، و عذاب برزخ هست تا آنكه براى دیگران عبرت باشد و تا همه بیندیشند كه چنین حادثهاى در پیش دارند... و در حدیثی که گویا از حسن بصری، از یونس آمده، منقول است كه گفت حدیثى از حضرت امام موسى كاظم(علیهالسلام) شنیدم كه فرمودند: چون مرده را به كنار قبر مىبرید، ساعتى او را مهلت دهید تا استعداد و آمادگی پرسش منكر و نكیر بیابد. شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مىخورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مىشود؟ گفت چه گمان مىبرید به كسى كه به سفرى طولانى مىرود و بدون مونس به قبر وحشتناكى وارد مىشود و به حضور حاكم عادلى مىرود كه برای کردار خود در نزد وی حجتى ندارد؟ و روایت شده از جناب "براء بن عازب" كه یكى از معروفین صحابه پیامبر است كه ما در خدمت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) بودیم كه نظرش به جماعتى افتاد كه در محلى جمع گشته بودند. پرسیدند: براى چه مردم اجتماع كردهاند؟ گفتند براى كندن قبر جمع شدهاند. براء بن عازب گفت: چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوى آن شتاب كرد تا خود را به قبر رسانید پس كنار قبر به زانو نشست و من از طرف دیگر مقابل آن حضرت رفتم تا ببینم چه كار مىكنند، دیدم به شدت گریستند و آنگاه رو به ما كردند و فرمودند: "اخوانى لمثل هذا فاعدوا" یعنى اى برادران من، براى چنین حادثهای خود را آماده کنید. شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مىخورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مىشود؟ گفت چه گمان مىبرید به كسى كه به سفرى طولانى مىرود و بدون مونس به قبر وحشتناكى وارد مىشود و به حضور حاكم عادلى مىرود كه برای کردار خود در نزد وی حجتى ندارد؟ و قطب راوندى روایت كرده كه حضرت عیسى(علیهالسلام) پس از مرگ مادر خود مریم، او را صدا زد و گفت: اى مادر! با من سخن بگو؛ آیا مىخواهى كه به دنیا برگردى؟ گفت: بلى براى آنكه در شب بسیار سرد، براى خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم، و روزه بگیرم. اى پسر جان ! این راه بسیار خطرناك است . و روایت شده كه حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) در وصیت خود به امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) گفت: چون من وفات كردم خودت مرا غسل بده و تجهیز كن و نماز گزار و مرا داخل قبر كن و در لحد (قبر) بسپار و خاك بر روى من بریز و نزد سر من مقابل صورتم بنشین، و قرآن و دعا براى من بسیار بخوان؛ زیرا كه "آن سعادت" وقتى است كه مرده محتاج به انس گرفتن با زنده است (و زنده با قرآن و ذکر با او نجوا میکند) . و سید بن طاووس (رحمة الله علیه) از حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت كرده كه فرمود: ساعتى سختتر از شب اول قبر بر میت نمىگذرد پس با صدقه دادن، به مرده خود رحم كنید و اگر چیزى نیافتید كه صدقه دهید، پس دو ركعت نماز گزارید و در ركعت اول آن نماز سوره "فاتحة الكتاب" (حمد) را یك مرتبه بخوانید و سوره توحید را دو مرتبه بخوانید و در ركعت دوم "فاتحه" را یك مرتبه و سوره تكاثر را ده مرتبه بخوانید و سلام دهید و بگویید: "اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر ذلك المیت فلان بن فلان" یعنی: خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان او و ثواب این نماز را به قبر این مرده جاری ساز و به جای فلان بن فلان، نام مرده را بگوید؛ پس حق تعالى همان ساعت هزار ملك به سوى قبر آن میت مىفرستد و با هر ملكى جامهاى و حلهاى (زیور آلات) ، و تنگى قبر او را وسعت مىدهد تا روزی که اسرافیل بر صور بدمد و قیامت کبرا آغاز شود و به نمازگزار به عدد آنچه در آفتاب بر آن مىتابد حسنات مى دهد و چهل درجه مقامش را بالا مى برد. ![]()
نماز دیگر برای راحتی کوچیدن مردگان به سوی قبربراى برطرف كردن وحشت قبر از مرده مستحب است نمازگزار دو ركعت نماز گزارد و در ركعت اول سوره حمد و "آیة الكرسى"(4) و در ركعت دوم سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را بخواند و چون سلام دهد بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر فلان به جان فلان، یعنی: خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان او و ثواب این نماز را به قبر این مرده جاری ساز و به جای فلان بن فلان، نام مرده را بگوید. از كارهایى كه براى وحشت قبر سودمند است کامل نمودن ركوع نماز است، چنانكه از حضرت امام محمد باقر(علیهالسلام) روایت شده كه كسى كه ركوع نماز خود را تمام كند گرفتار وحشت قبر نمىشود. حكایتحاجی نورى که خداوند قبر او را نورانی کند در کتاب "دارالسلام" از استاد خود ملا فتحعلى سلطان آبادى که خدای بزرگ، قبر او را عطر آگین کند؛ نقل كرده كه فرمود: عادت و روش من بر آن بود كه هر كس از دوستان اهل بیت(علیهمالسلام) كه خبر فوتش را مىشنیدم در شب دفن او برایش دو ركعت نماز مىخواندم، چه میت را بشناسم یا نشناسم و هیچ كس بر این كار من مطلع نبود تا آنكه روزى یكى از دوستان، مرا در راهى ملاقات كرد و گفت: دیشب خواب دیدم فلان شخص را كه در این ایام وفات كرده و از حال او و آنچه بعد از مرگ بر او گذشته پرسیدم گفت: من در سختى و بلا بودم تا آنكه "مرحوم سلطان آبادی" برایم دو ركعت نماز خواند و اسم شما را برد و آن دو ركعت نماز، مرا از عذاب نجات داد؛ به خاطر این احسانى كه به من كرد خدا پدرش را رحمت كند. مرحوم حاج ملا فتحعلى فرمود آن شخص از من پرسید كه آن نماز چه نمازى بود؟ پس من ، او را از كار دائمى خود براى اموات خبر دادم . و نیز از كارهایى كه براى وحشت قبر سودمند است کامل نمودن ركوع نماز است، چنانكه از حضرت امام محمد باقر(علیهالسلام) روایت شده كه كسى كه ركوع نماز خود را تمام كند گرفتار وحشت قبر نمىشود. و نیز آنكه در هر روز صد مرتبه بگوید: "لا اله الا الله الملك الحق المبین" همواره برای اوست امان از فقر و از وحشت قبر و او به سوى خود توانگرى مالی را بكشد و گشوده شود درهاى بهشت بسوی او چنانكه در احادیث و اخبار وارد شده است . و نیز آنكه بخواند سوره یس را هر شب پیش از آنكه بخوابد، و آنكه بخواند نماز لیلة الرغائب(5) را. و هر كه عیادت كند مریضى را حق تعالى بر او فرشتهای مىگمارد كه او را در قبر تا روز ورودش به محشر عیادت كند. در كتاب "من لا یحضره الفقیه" آمده است كه چون میت را به نزدیك قبر آورند فوراً او را داخل قبر نكنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگی است، و زمینی که قبر را در بر میگیرد از هول آنچه اتفاق خواهد افتاد به خداوند پناه برد؛ بنابراین خوب است که پیکر مرده را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كنند تا آماده ورود به منزلگاه ابدی و سختیهای قبر شود ، پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كنند. آنگاه او را به كنار قبر برند.
حکایتحضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی"دام ظله العالی" نقل میفرمودند در سالهای میانی حیات مرحوم والدم آیة الله العظمی حاج آقا احمد زنجانی "رحمة الله"، بانوی محترمی بود به نام "احتجاب السلطنه" که از آشنایان بوده و مورد احترام همه بود، پس از فوت او والد ارجمندم هر شب جمعه برای او سوره یس قرائت میفرمود و این عمل نیکو تا سالها ادامه داشت، یکی از شب های جمعه غفلت عارض شده و پدر فراموش میکنند که برای آن مرحومه سوره یس بخوانند. شب که میخوابند در عالم رویا آن مرحومه را میبینند که در منزلشان نان میپزند و آن مرحومه به اطرافیانش میگوید این دو نان را بگیرید و به منزل آقای زنجانی ببرید چرا که ایشان نیز برای ما نان میفرستند گر چه این بار یادشان رفته است. برگرفته از کتاب منازل الاخرة بخش دین و اندیشه تبیان- آقامیری-سایت تبیان كاري از : و-بيدگلي کاشانی| دوشنبه دهم فروردین 1388 | 0:18 | + | موضوع: |
فضایل امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرالمومنین معیار مؤمن و منافق بودن «حدیث لا یحبّه الاّ مؤمنٌ» ![]() خلاصه این حدیث شریف آنست که علی بن ابیطالب علیه السلام معیار ایمان و کفر است، فقط مؤمنان میتوانند آن حضرت را دوست بدارند. از طرف دیگر فقط منافقان آن جناب را دشمن میدارند. این حدیث شریف که کتابهای شیعه و اهل سنت را پر کرده و از حدّ تواتر گذشته است از مناقب منحصر به فرد حضرت علی علیه السلام میباشد که با تعبیرهای مختلف از رسول خدا نقل شده است که فرمود: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علیّ لا یُحِبّکَ الاّ مُؤمنٌ و لا یُبغِضُکَ الاّ مُنافِقٌ. (1) «ای علی، تو را دوست ندارد جز مؤمن، و تو را دشمن ندارد جز منافق.» حارث همدانی گوید: روزی علی علیه السلام را دیدم که بالای منبر رفت، پس از حمد و ثنای خداوند فرمود: قضاءٌ قضاهُ الله تعالی عَلَی لِسانَ النّبی صلی الله علیه و آله، انّهُ قال: لا یُحبُّنی الاّ مؤمنٌّ و لا یُبغِضُنی الاّ مُنافقٌ وَ قَد خابَ مَنِ افتری . (2) «خواست خدا بود که بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شد که فرمود: مرا دوست نمیدارد مگر مومن و مرا دشمن نمی دارد مگر منافق، و دروغ گفت آن کس که ادعای باطل کرد.»
پینوشتها: 1- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173، ذیل حکمت 42 گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح» . 2- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173 ذیل حکمت 42 گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح»/ نهج البلاغه معجم المفهرس حکمت 45 .
منبع: امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 . منبع:سایت تبیان كاري از : و-بيدگلي کاشانی| دوشنبه دهم فروردین 1388 | 0:17 | + | موضوع: |
عیدالزهرا مبارک!
لعنت بر عمر یادت نره!
كاري از : و-بيدگلي کاشانی| جمعه شانزدهم اسفند 1387 | 20:48 | + | موضوع: |
یا حسین قلبم برای بین الحرمین می تپد، کی می شود امام حسین علیه السلام توفیق زیارتش را به من فقیر دهد
آیا گریه كردن كافیست؟! چگونه حسینی شویم؟ حادثه کربلا، حادثهای است که دیگر تکرار نمیشود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درسها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش میباشد و از سوی دیگر شامل وحشیانهترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است.
امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست كه با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیهپوش کنیم و بیرقهای عزا بپا کنیم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟! در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟! پر واضح است که در چنین حادثهای بس عظیم، درسهای بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزیهایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمانها میشود. حال امروز دین به دست ما رسیده و در مقابل این دو دغدغه فرزند رسول خدا مسئولیت داریم. آیا ما برای زنده نگهداشتن سنت پیامبر اکرم تلاش میکنیم؟ آیا سنتهای رسول خدا را عمل میکنیم؟
چقدر روشهای اخلاقی رسول خدا را شناختهایم و به کار میگیریم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاریهای در دین حساس هستیم؟ چقدر در مقابل بدعتها میایستیم و با آنها مبارزه میكنیم تا دین از آسیبها در امان بماند؟ و ... قیام امام حسین(علیه السلام) از چنان عظمتی برخوردار است که در روایات آمده اگر کربلا نبود کعبه باقی نمیماند. چنانکه به کعبه حمله کردند و آن را تخریب نمودند. یعنی اگر قیام امام حسین (علیهالسلام) نبود، اسلام از بین میرفت. خوردن هر خاکی، حرام است ولی خوردن تربت حرم امام حسین(علیه السلام) اگر به قصد استشفاء باشد، مستحب و خداوند شفای بیماریها را در آن قرار داده است. سجده بر تربت پاک سیدالشهدا در نماز باعث قبولی نماز میشود و نُه امام معصوم بعد از واقعه کربلا بر تربت حرم امام حسین(علیه السلام) سجده نمودهاند. بنابر روایات در روز عرفه خدای متعال اول به زائران امام حسین(علیه السلام) نگاه میکند بعد به زائران بیت الله الحرام در صحرای عرفات. اینها عظمت واقعه کربلا و حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را میرساند. پس منطقی و عقلانی است که اولاً این واقعه بزرگ تاریخ که تنها یک رخداد تاریخی نیست بلکه یک فرهنگ است را بازکاوی نماییم و درسهای موجود در آن را آموخته و عامل باشیم. امام حسین(علیه السلام) در نامهها و سخنرانیهایشان، انگیزه خود را از قیام ، بیان فرمودهاند. امام، زمانی که به مکه رسیدند برای سران قبایل مختلف؛ نامههایی نوشتند و توسط چهار سفیر آنها را به دست ایشان رساندند؛ چرا كه در آن عصر، نظام به صورت قبیلهای بود. اگر رئیس قبیله چیزی را میپذیرفت، مردم را نیز با خود همراه میکرد و اگر موردی را نمیپذیرفت مردم نیز حق پذیرش نداشتند. پس نامهها به سوی روسای قبایل ارسال شد. دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را میشنوی از خود بیخود میشوی!اگر میخواهی امام حسین (علیهالسلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن . ای خواهر و برادر اگر میخواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعتگذار مبارزه كن و برای ریشهكن شدن بدعتها تلاش كن. بنا به نقل طبری، یکی از این نامهها توسط سفیر امام "سلیمان بن رزین" برای پنج نفر از سران قبایل شهر بصره که عبارت بودند از: مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس تمیمی، منذر بن جارود عبدی، مسعود بن عمرو ازدی، قیس بن هیثم ارسال شد.(1) "منذر بن جارود" پس از دریافت نامه، سلیمان، سفیر امام را به همراه نامه تحویل ابن زیاد داد. و ابنزیاد یک شب قبل از حرکت به سوی کوفه، دستور داد سلیمان را گردن زدند. نامه امام به سران قبایل بصره کوتاه است. اما در دو جمله انگیزه خود را از رفتن به کربلا و قیام خود را بیان میفرماید: 1- "فَانَّ السُّنَّة قد اُمیتَت" یعنی بدرستی که سنت و روش و منشهای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از میان جامعه اسلامی رخت بر بسته است و مرده است. از رحلت پیامبر زمان زیادی نگذشته است اما دیگر خبری از سنتهای رسول خدا نیست. پیامبر اکرم جامعه نبوی ایجاد کرده بود ولی اکنون تبدیل شده به جامعه اموی و افرادی چون معاویه و یزید حاکمان آن بودهاند. پیامبر جامعه ارزشی ایجاد کرده و اکنون تبدیل شده به جامعه غیر ارزشی. پیامبر جامعه ولایی ایجاد کرده بود ولی اکنون به جامعه سلطنتی تبدیل شده و قصر و بارگاه و ثروتاندوزی و ظلم و ستم ایجاد شده است. امام حسین(علیه السلام) وقتی دیدند که سنت پیامبر از بین رفته و بدعتها جای آن را گرفته سکوت را جایز ندیده و قیام کردند تا دین الهی را زنده نگه دارد که اگر این کار را نمیکردند معلوم نبود چه بلایی به سر دین میآمد. پیامبر در مسجد در حضور مردم میفرماید من هیچ اجری از شما نمیخواهم فقط به خاندانم دوستی و محبت ورزید. "لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."(2) ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟ فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی(علیهالسلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن(علیهالسلام) را نیز به شهادت رساندند و در آخر با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاستند. آنان اجر رسالت پیامبر را اینگونه دادند و سنتشکنی کردند. 2- و البِدعَةَ قد اُحییَت؛ (جای عمل به سنت پیامبر) در دین، بدعت و تغییرات ایجاد كردهاند. امام دومین علت قیام خود را بدعت گذاری در دین اعلام كردهاند. ایشان احکام را تغییر دادهاند و برخی احکام حلال را حرام و اعمال حرام را حلال اعلام کردهاند. حتی در اذان هم تصرف کرده و آن را کم و زیاد نمودهاند. امام حسین(علیه السلام) با قیام خود میخواهد، سنتهای پیامبر را زنده کند و مقابل بدعتها بایستد و آنها را از بین ببرد تا دین از خطرات مصون بماند. امام حسین(علیه السلام) وقتی دیدند که سنت پیامبر از بین رفته و بدعتها جای آن را گرفته، سکوت را جایز ندیده و قیام کردند تا دین الهی را زنده نگه دارد که اگر این کار را نمیکردند معلوم نبود چه بلایی به سر دین میآمد. پیامبر در مسجد در حضور مردم میفرماید من هیچ اجری از شما نمیخواهم فقط به اهل بیتم مودت و محبت داشته باشید. " لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟ فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی (علیهالسلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن (علیهالسلام) را نیز به شهادت رساندند و در اكنون در سال 61 با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاستهاند. چقدر روشهای اخلاقی رسول خدا را شناختهایم و به کار میگیریم؟ در مقابل خانواده، دوستان و مردم چقدر با گذشت و ایثار هستیم؟ چقدر به نیازمندان و فقرا توجه داریم؟ حق همسایهها را چگونه ادا میکنیم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاریهای در دین دقیق هستیم؟ چقدر در مقابل بدعتها میایستیم و با آنها مبارزه میكنیم تا دین از آسیبها در امان بماند؟ و ... دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را میشنوی از خود بیخود میشوی! اگر میخواهی امام حسین(علیهالسلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن . ای خواهر و برادر اگر میخواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعتگذار مبارزه كن و برای ریشهكن شدن بدعتها تلاش كن. امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز میفرمایند که: "فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد؛ اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد." لازمه این که در دین بدعت نگذاریم اینست که دین را خوب بشناسیم، و بدانیم که فرمان الهی در احکام دین چیست؟ آنگاه است که درست عمل میکنیم. وقتی چهارچوب دین را شناختیم، وقتی سنتهای رسول خدا را آموختیم، دیگر جایی برای بدعت و کارهای سلیقهای و من درآوردی نمیماند. آنوقت هست كه دقیقا بنا بر دستورات الهی عمل خواهیم كرد. یادمان باشد که حسینی بودن صرفاً به مشکی پوشیدن و گریه کردن برای آن امام نیست گر چه آن نیز بزرگداشت شعائر الله است بلکه حسینی بودن به نحو اکمل یعنی همانند امام حسین(علیه السلام) عمل کردن و دغدغههای امام را داشتن. چرا که امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز میفرمایند که: "فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد" یعنی اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد. پینوشتها: 1- تاریخ طبری، حوادث سال 61 . 2- شوری/ آیه 23 . منبع:وبلاگ بین الحرمین/ سایت تبیان كاري از : و-بيدگلي کاشانی| جمعه چهارم بهمن 1387 | 0:1 | + | موضوع: |
شهادت امام جواد علیه السلام را به همگان تسلیت عرض می نمایم. كاري از : و-بيدگلي کاشانی| چهارشنبه ششم آذر 1387 | 22:23 | + | موضوع: |
شهادت ششمین اختر تابناک امامت وولایت شهادت رئیس مذهب امام محمد صادق علیه السلام
را به همگان تسلیت عرض می نمایم.
یاوجیهاعندالله اشفع لنا عندالله
بر عمر وابابکر وعثــــمان لعنت این هم یک عکس زیبا:
كاري از : و-بيدگلي کاشانی| پنجشنبه دوم آبان 1387 | 14:41 | + | موضوع: |
تکبر و علائم آن
تکبر عبارتست از اینکه آدمی اعتقاد به برتری خود از دیگران داشته باشد وخود را بالاتر از آن ها ببیند.این صفت خبیثه باعث رانده شدن شیطان از درگاه الهی شد. برای صاحبان اين پليدی علاماتی ذکر کرده اند از جمله: 1.اگر درمسئله ای حق با دیگران باشد،درمقابل او تواضع نمی کند. 2.پیشی گرفتن در سلام برای او مشکل است. 3.پوشیدن لباس های کهنه وسبک قیمت را در شأن خود نمی بیند. 4.حاضر نیست بازیر دستان خود بر سر یک سفره بنشیند. 5.بافقرا همنشینی نمی کند. 6.درصورت شرکت درمجالس، راضی نیست در پایین مجلس بنشیند. 7.به گونه ای تحقیر آمیز با دیگران صحبت می کند وبا بی اعتنائی به سخن دیگران گوش می دهد. خویشتن را بزرگ می بینی راست گفتند یک دو بیند لوچ کتاب صفای دل ، ص2و3 * پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم:ای ابوذر هرکس بمیرد ودر دلش ذره ای تکبر باشد ، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد مگر اینکه پیشتر توبه کند. بحارالانوار
تکبر و علاج آن وروش معالجه ی این بیماری: 1.تفکر درآغاز و پایان کار خود، و توجه به این که چه موجود فقیر و محتاجی است – او کجا و بزرگی کجا-. 2.دقت نظر در آیات و روایاتی که در این باره است و آیاتی که در باره ی عظمت خدا و کوچکی هرچه غیر اوست. 3.مطالعه ی سرگذشت فرعون و فرعونیان در تاریخ 4.اگر کبر او به خاطر عبادت زیاد است،باید بداند عبادتی مورد قبول است که باعث تواضع انسان شود نه تکبر او. 5.توجه کردن به اینکه هر خوبی و هنری که در انسان وجود دارد، از آن خداست،و در نزد او امانت است،واو باید با شکر گذاری و انجام اعمال خیر و تواضع،اثبات کند که امانتدار خوبی است. توجّه:تکبر یکی از گناهان کبیره است. کتاب صفای دل،ص3و4
* امام علی علیه السلام:خداوند،ایمان را برای پاک شدن از شرک واجب فرمود ونماز را برای دوری از کبر. نهج البلاغه،حکمت كاري از : و-بيدگلي کاشانی| پنجشنبه هفتم شهریور 1387 | 22:2 | + | موضوع: |
|
|