تبليغاتX
نسیم ولایت

نسیم ولایت

علی که شیرخداست امام اول ماست

عید مبعث بر همگان مبارکباد

از بعثت او جهان جـوان شد

گیتـى چو بهشـت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک . . .

 

تویی هم مصطفی و هم محمد

 تو را در آسمان نامند احمد

تــو کانـــون صفـــا مــرد یقینـی

تو عیـن رحمــه للعالمینی

 

امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم . . .

 

سائــل درمـــانــده نـــاامیـــد نـگردد

 

گـــر کــه بکوبــد در سرای مـحمــد(ص)

 

ای که ندای” اذان” رسید به گوشت

 

هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)

 

این جشن پیامبری بر شما مبارک

منبع:سایت تبیان

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 22:46  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

آیه الله العظمی وحید(3) کامنت هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه گفته ایدحق باید گفته شود چه مرجوح چه راجح-پاسخ سخن دوم شما داده شد.

پاسخ بنده: آنچه «حق» است، راه امام(ره) و شخص امام(ره) است،

پاسخ:اما من می گویم آنچه حق است راه حضرت علی علیه السلام و شخص حضرت علی علیه السلام است چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:یاعلی!انت الصراط المستقیم.بالاخره آیه الله خمینی که معصوم نیست ممکن است اشتباهاتی هم داشته باشد که ما نباید در آن اشتباهات از ایشان پیروی کنیم ولی حضرت علی علیه السلام معصوم است و ما باید در همیشه و همه جا از حضرت پیروی ودفاع کنیم وپا جای پای حضرت بگزاریم اگر می خواهیم سعادتمند بشویم.

بنابراين و به فرموده حضرت امير عليه السلام كه مقتداي همه و به ويژه مراجع عظام است، افراد را بايد به معيار «حق» سنجيد و نه «حق» را با معيار افراد. و چنين است كه در كلام خدا آمده است ان اولي الناس بابراهيم، للذين اتبعوه...

كه اگر به همنشيني نوه حضرت امام(ره) با دشمنان آن حضرت اعتراض نكنند، در حق امام راحل خويش جفا كرده اند. آيا اين احساس و اين انگيزه درخور ملامت است؟

پاسخ:نه قابل ملامت نیست اما انسان عاقل وظیفه شناس است ومی داند که چه وقتی ابراز حق کند هر زمانی انسان وظیفه ای دارد مثل حضرت علی علیه السلام که سالها سکوت کردند برای مصالح جامعه من حرفم این است خواهشمندم حرف مرا جواب دهید 100 بار گفتم بازم می گم ولی باز شما حرف خودتان را می زنید آیا آیه الله خامنه ای به مصالح جامعه بیشتر از من وشما خبر ندارد خوب اگر آیه الله خامنه ای مصلحت می دانست نمی گذاشت سید حسن صحبت کند وقتی گذاشت یعنی مسلحت است ما هم نباید حرفی بزنیم .من فقط در صورتی حرف شما را قبول می کنم که بگویی مردم بیشتر از آیه الله خامنه ای صلاح جامعه وسیاست را می دانند .امر به معروف ونهی از منکر هم روشهایی دارد روشش این نیست که همون اول وایسی یارو را کتک بزنی مراحل دارد کلی شرط دارد شاید به نظر آقا اگر سید حسن را خودشان نصیحت می کردند تأثیر گذارتر بود.من این حرف را می زنم دوباره شما حرف خودتان را بزنید این دفعه یا قبول کنید کار مردم کار خیلی شایسته ای نبوده یا برهان مرا نقض کنید.باشه!

بنابراين وقتي در كنار دلجويي از وي، نسبت به مواضع غيرقابل توجيه ايشان اندرزي داده نمي شود، اين دلجويي نقض غرض تلقي خواهد شد و اين توهم را پديد مي آورد كه برخي عالمان بزرگوار، رابطه نسبي با حضرت امام(ره) را از راه مبارك و شخص گرانقدر ايشان بااهميت تر مي دانند!

پاسخ :معلوم نیست آیه الله وحید در کنار همان دلجویی اندرزی نداده باشند چون تماس تماسی تلفنی بوده حلا آیه الله وحید به چه کسی این حرف را زدند معلوم نیست وآیا حضرت آقا دراین تلفن یا تلفنهای قبل وبازدیدهای قبل نصیحت نکرده اند سید حسن را معلوم نیست تا چیزی را نمی دانیم نباید در رابطه با آن اظهار نظر کنیم آخه سایت جماران نمی آید بگوید که آیه الله وحید گفت مثلا سید حسن این کارهای بی شرمانه را نکن.

ما وقتي مراجع بزگوار همراهي و ائتلاف آشكار سران فتنه با دشمنان اسلام و بيگانگان غارتگر وخونريز را به وضوح مي بينند، بعيد نيست به غلط سكوت شما بزرگواران را در مقابل اينهمه خيانت و جنايت -نستجيربالله و خداي نخواسته- به حساب برخي ملاحظات سياسي بنويسند! و اين پرسش در ذهن آنان شكل مي گيرد كه كدام ملاحظه مي تواند با دفاع از حريم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابري كند؟

پاسخ:منظورتان از ملاحظات سیاسی چیست؟آیه الله وحید کی گفته اند من به علت ملاحظات سیاسی حرفی نزدم که شما این حرف را در دهن آقا می اندازی.آیه الله وحید که حمایت از نظام را در آن سخنانشان که نوشتم ابراز کردند تازه من دیگر نمی دانم سخنان دیگری(در حمایت از نظام) بوده یا نه که به قطع بوده اما من نمی دانم

لذا حضرت آیت الله خامنه ای فرموده اند:(بارها ما بر روى اين مرزبندى تأكيد ميكنيم؛ اين به خاطر اين است كه اگر مرزبندى‌ها ضعيف بشود، مرزها كمرنگ بشود، موجب اشتباه مردم ميشود. مثل مرزهاى كشورى، كه اگر مرزها تضعيف شد و كمرنگ شد، عده‌اى ميتوانند داخل مرز بشوند، با قصد خيانت، بدون اينكه شناخته شوند؛ عده‌اى ميتوانند از اين مرز خارج بشوند با غفلت، بدون اينكه بدانند دارند از مرز خارج ميشوند. لذا بايستى بر مرزها تأكيد بشود. اشتباه و خطاى فاحش كسانى كه اين مرزها را در انتخابات رعايت نميكنند، همين است كه مردم را دچار زحمت ميكنند، دچار حيرت ميكنند. بايستى خطوط مرزى نظام با مخالفان نظام، با دشمنان نظام، كاملاً مشخص شود، بر آن تكيه شود و از مخالفان نظام اعلام برائت بشود).بیانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ (۱۳۸۸/۱۲/۰۶)

در آخر نیز برای روشن تر شدن ادعای بنده شما را به خواندن این فراز از سخنان آیت الله خامنه ای دعوت میکنم تا بدانید این نظرات بنده بدون دلیل نیست :( بايد دشمنى‌ها را شناخت. مشكل ما اين است. اينكه بنده مسئله‌ى بصيرت را براى خواص تكرار ميكنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت ميشود از دشمنى‌هائى كه با اساس دارد ميشود؛ اينها را حمل ميكنند به مسائل جزئى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - كه من اسم نمى‌آورم؛ همه ميشناسيد، معروفند - كه اينها نديدند توطئه‌اى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى ميكردند؛ توجه نكردند كه حرفهائى كه اينها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان ميزنند، يا در مطبوعاتشان مينويسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه ميدانست و ميفهميد - مثل مرحوم شيخ فضل‌اللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اينها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آنهائى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضل‌اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آنها قرار گرفتند و سيلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم).بیانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌ (۱۳۸۸/۱۲/۰۶) .

پاسخ : درست است

حالا باز بگویید هر کس مکلف به وظیفه خودش است آری ما نیز این را میگوییم ولی با این تفاوت که این بار وظیفه را حاکم شرع تعیین کرده اند وهمه مردم حتی مراجع نیز باید از ان پیروی کنند

پاسخ:من گفتم در همین مسأله اختلاف است من می ترسم نام مراجع ا با آدرس های نظرشان بنویسم بعد شما آنان را کافر بخوانی آخه بابا مرجع براساس قرآن و سنت فتوا می دهد از خودش که نمی تواند فتوا دهد حتما مراجعی که همین حرف شما را می زنند یعنی حکم حاکم را مطاع می دانند دلایل روایی را کافی دیدند مثل آیه الله بهجت و بعضی هم کافی ندیدند .تعریف حاکم شرع هم که به شما گفتم.

احتمالا در ارسال کامنتها ناهماهنگی شده باشد که اگر زحمتی نباشد طبق زمان ارسال آنها مرتب شود

پاسخ : من هم دوست دارم تبن اتفاق صورت بگیرد ولی 4 کامنتی که در سایت سایبری بسیج بود توسط اقا محسن پاک شد باید از ایشان بخواهم که به ایمیلم رسال کند انشالله این کار صورت خواهد گرفت

جمع بندی :پس طبق کامنت هایی که فرستادم میتوان به این نتیجه رسید که صرف دفاع از نظام یعنی مخالفت با سران فتنه ودشمنان قسم خورده نیست بلکه طبق بیانات مقام معظم رهبری باید مرزبندی کرد تا دشمن نتواند راه نفوذ پیدا کند

پاسخ:درست است شاید کوتاهی در این امر رخ داده باشدکه باید مرزها پررنگ می شد ولی باید این توجه را داشت که آیه الله وحید مرزها را هرگز از بین نبردند و وظیفه خودشان را انجام داده اند اما بهتر بود کارشان پر رنگ تر بود(باز باید از خودشان پرسید) امیدوارم به نتیجه مطلوب رسیده باشیم و این بحث را خیلی طولانی نکنیم چون دارد تقریبا مطالب تکراری می شود

و چون حاکم شرع به معنای واقعی کلمه ایشان هستند پس امرشان مطاع حتی برای بزرگوارانی چون مراجع میباشد

پاسخ:قبلاًتوضیح داده شد.

پاسخ:سخنان شما کاملاًدرست است اما اینکه همه مراجع باید از حکم رهبری تبعیت کنند این مسئله اختلافی است .
1.در جواب باید عرض کنم که تشکیل حکومت اسلامی واجب کفایی است واگر کسی اقدام به این امر کر د از دیگران تکلیف برداشته میشود وباید طبق نظرات کسی که حکومت اسلامی تشکیل شده جامعه را اداره کرد به عنوان مثال چون بنیانگذار حکومت اسلامی حضرت امام بودند ونظر ایشان بر ولایت مطلقه فقیه استوار بود سیاست های جامعه نیز طبق مطلقه بودن طراحی شده ودیگر هیچ مرجعی نمیتوانست ادعا کند که نظر من ولایت مقیده است چون با وجود قیام حضرت امام تکلیف از او ساقط شده بود ونمیتوانست در کارهای امام دخالت کند

2.دراثبات اول ماه بعضی حکم حاکم شرع را یکی از راه های اثبات اول ماه می دانند بعضی نه :در جواب باید بگویم که درست است که بعضی مراجع حکم حاکم را برای اثبات ماه کافی نمیدانند ولی قاعده دیگری در فقه داریم و در کتابهای دینی نیز خوانده ایم که زمانی که حکم حاکم با فتوای مرجعی تلازم پیدا کند حکم حاکم مقدم است .بیان مسئله به زبان دیگر : بر گردیم به زمان مشروطه که هنوز حکومت اسلامی تشکیل نشده بود وهمه مراجع از ولایت یکسانی بر خوردار بودند اگر کسی در موضوعی حکم می داد دیگر در مقابل ان نمی شد فتوا داد(قضیه تحریم تنباکو میرزای شیرازی) چه برسد به الان که حکومت اسلامی تشکیل شده و مقام معظم رهبری نیز تعریضی در دیدار خبرگان به این امر داشتند:بنده كه خيلی از آقايان محترم و بزرگی كه فتوايشان هم غير از آن چيزی بود كه مبنای حكم ما بود، متشكرم، (بيانات در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری (۱۳۸۸/۰۷/۰۲) توجه به این جمله داشته باشید اقا فرمودند فتوا غیر حکم بود یعنی با فتوا در مقابل حکم ایست

پاسخ:اما دو نظر در این مورد بین مراجع داریم یکی این که حکم را مانند فتوا می دانند و دیگری اینکه حکم را با فتوا تمییز داده ومی گویند در حکم باید از حاکم  شرع تبعیت کرد و برای مقلدان حکم حاکم شرع نافذ است که  مرجعشان بگوید حکم مانند فتوا نیست وتمییز بین این دو قائل شوند ولی برای مقلدان مراجعی که حکم را مانند فتوا می دانند واجب نیست عمل به حکم شخص حکم کننده.مثلاًآیه الله  خامنه ای حکم کند همه باید به انگلیس حمله کنند در این صورت مقلدان خود آقا و ومقلدان مراجعی که حکم را با فتوا تمییز می دهند واجب است به انگلیس حمله کنند ولی بر مقلدان مراجعی که حکم را مانند فتوا می دانند واجب نیست.اما در مورد تضاد حکم دو حاکم من پرسیدم گفتند هرکه ابتدا حکم دهد باید از او تبعیت کرد وهمان مراجع باید از آن حکم تبعیت کند و وقتی نمی ماند که بر تضاد آن حکم حکم دیگری بدهند.

(البته طبق معلومات و تحقیقات خودم به این نتیجه رسیدم اگر نظر دیگری است بیان بفرمایید تا مستفیذ شویم)

یاعلی/التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 20:9  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

آیت الله العظمی وحید خراسانی(2)

------------------------پرسش و پاسخ های دو جوان

مراجع عظامي كه اعتراض مردم به آقاي سيدحسن خميني را اهانت به حضرت امام(ره) و بيت معظم ايشان تلقي فرموده و محكوم كرده اند،

پاسخ: پس اثبات شد که آیه الله وحید حرف باطلی نزده اند و فقط شما داری می گویی در مقایسه با دیگر حوادث آنان ارجح بودند من یک نکته را هم بگویم من رفتم در سایتها تحقیق کردم دیدم این ابراز تاسف(بر فرض صحت)تلفنی بوده واصلاً به عنوان یک بیانیه نبوده.

در مقابل اهانت سران فتنه و حاميان آنها به ساحت مقدس حضرت امام حسين عليه السلام، حضرت صاحب الزمان- روحي له الفدا- حضرت امام(ره)، ائتلاف با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها عليه اسلام و انقلاب و امام(ره)، همراهي آشكار و بي پرده آنان با رژيم صهيونيستي، آمريكا، انگليس، نفي اسلام، حمايت رسما اعلام شده آنان از تروريست هايي كه عزاداران حسيني(ع) را در حسينيه شيراز به خاك و خون كشيده بودند، دروغ بزرگ تقلب در انتخابات، مقابله با جمهوريت نظام و... دهها و صدها خيانت و جنايت ديگر از اين دست، سكوت فرموده و احساس خطر نكرده اند؟! و اگر احساس خطر كرده اند- كه به يقين كرده اند- چرا به عنوان يك مرجع ديني براي اعلام اين خطر و مقابله با فتنه گران احساس تكليف نفرموده اند؟مگر نه اینکه حاکم شرع یا همان زعیم ورهبر مسلمین فرمودند: (به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه ) همان وظیفه و معیار حق شرع مقدس اسلام وحق وحقیقت است

پاسخ:اتفاقا در همیین ازمنه برای افرادی (مثل شما)این شبهه پیش آمد که آیا معنای سکوت آیه الله العظمی وحید مخالفت با نظام است یا نه و دیگر مسایل لذا آیة الله وحید خراسانی در دیدار برخی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حمایت از نظام اسلامی را واجب دانست متن سخنان به این شرح می باشد

وی در بخش دیگری از سخنانش، حمایت از نظام را واجب خواند و ادامه داد: اگر این نظام اسلامی نباشد، معلوم نیست چه در می‎آید؟ بدتر از گذشته می‎شود. حمایت از این نظام را لازم و واجب می‎دانم.

پس این برداشت شما کاملا غلط و نادرست است وآیه الله وحید حمایت خود را از نظام اعلام کردند که نهسران فتنه ونه هیچ کس از ایشان نتواند استفاده سو ببرد

منبع:سایت فیندفا به نقل از سایت عصر ایران و سایت تابناک 26/1/87


مسئله مسئله فتوا دادن نیست که هرکسی نظر خودش را داشته باشد بلکه مسئله مربوط به زعامت مسلمین میشود وهرکسی حتی مراجع نیز باید از حکم رهبر پیروی کنند وطوری رفتار ننمایند که موجب خرسندی امریکا واسراییل بشوند.

پاسخ:سخنان شما کاملاًدرست است اما اینکه همه مراجع باید از حکم رهبری تبعیت کنند این مسئله اختلافی است (اگر نیاز به تفصیل است حاضرم توضیح بی شتری دهم ونظرمراجع را بیاورم ومن در رساله مراجع تقیق کردم دراثبات اول ماه بعضی حکم حاکم شرع را یکی از راه های اثبات اول ماه می دانند بعضی نه اگر می خواهید تک تک نام آورم)

ممكن است گفته شود نگاه مراجع عظام ياد شده به رخداد 14 خرداد و اعتراض مردم به آقاي سيدحسن خميني بوده است و ماجراي فتنه، حساب جداگانه اي دارد، كه با كمال احترام و عرض پوزش بايد گفت؛ اعتراض مردم به نوه حضرت امام(ره) به خاطر نشست و برخاست نزديك و حمايت گونه ايشان با همين سران فتنه بوده است،

پاسخ:آیا آیه الله خامنه ای بهتر از مردم این اتفافقات را نمی دانست پس حتماً مصلحتی بوده که اجازه دادندسید حسن سخنرانی کند (ادامه :باز حرفهای قبلی )

بنابراين، وقتي اين اعتراض محكوم مي شود و به جنايات سران فتنه كمترين اشاره اي نمي شود،

پاسخ:دفاع از نظام یعنی مخالفت با سران فتنه

به طور طبيعي اين پرسش از مراجع عظام در ذهن مردم شكل خواهد گرفت كه دفاع از حريم مقدس امام حسين و امام زمان و اسلام و انقلاب و مردم مسلمان و شخص حضرت امام(ره) با اهميت تر است يا حمايت از نوه امام راحل(ره)، آنهم در حالي كه وي فقط به دليل همراهي با سران فتنه مورد اعتراض مردم قرار گرفته است؟

پاسخ:حق باید گفته شود چه مرجوح چه راجح-پاسخ سخن دوم شما داده شد.



کد خبر: 14885 تاریخ خبر: 24/03/1389
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی از مراجع معظم تقلیداز اهانتهای واقع شده در روز چهارده خرداد ابراز تاسف کردند .به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ،‌حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی بعد از اطلاع از حادثه غم انگیز 14 خرداد و جلوگیری از سحنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی ،فرمودند :«این حادثه روز 14 خردادماه اهانتی به سید حسن خمینی وموجب تاثر و تاسف عمیق شد زیرا که المرء یحفظ فی ولده»*پیش از این نیز جمعی از مراجع عظام تقلید و جمع کثیری از روحانیون و علمای حوزه علمیه حضورا یا بوسیله تلفن انزجار خویش را از رفتار جمع اندکی در سالگرد ارتحال حضرت امام نسبت به یادگار ایشان ابراز کردند

پاسخ:علتش به تفصیل توضیح داده شد

من نیز منتظر منبع شما در مورد توصیه آیت الله وحید به آیت الله لاریجانی هستم.

پاسخ:من آن حرف را همانطور که گفتم از شخصی موثق شنیدم ایشان هم به چند واسطه از آیه الله وحید نقل کردند یعنی این جمله در روزنامه ها چاپ نشده (شاید من نمی دانم)اگر به من اطمینان دارید من آن طرق را برای شما بنویسم تا خودتان نزد آنان تحقیق کنید و اگر اطمینان ندارید و حتما باید در روزنامه ها چاپ شده باشد من معذورم چون از طریق روزنامه ها به من منتقل نشده بلکه از طریق افراد به من منتقل شده است.

اما در همان سایت جماران در توضیح این حدیث آیه الله وحید خراسانی در انتهای سخنانشان توضیح جالبی داده شده بود که این هممی تواند دلیل خوبی باشد چون مثلاًابوبکر می توانست به حضرت زهرا سلام الله علیها بگوید من چه کار به حسب ونسبت دارم ،من فدک را می خواهم.

با هم بخوانیم:

عبارت” المرء یحفظ فی ولده”روایتی است از نبی مکرم اسلام(ص) که از طریق فاطمه زهرا (س) نقل شده است ،خالی از لطف نیست که شان بیان آن را از تاریخ یعقوبی (ج ۲ ص ۱) مرور کنیم:

فاطمه دختر پیامبر (ص)نزد ابوبکر آمد و میراث خود را خواستار شد .سپس او اظهار داشت :پیامبر خدا(ص)فرموده است است « انا معاشر الانبیاء لانورث ، ما ترکنا صدقه» -”ما گروه پیامبران میراث نمی نهیم و آنچه می گذاریم صدقه است.”
سپس فاطمه سلام الله علیها گفتندحکم خداست که تو از پدرت میراث بری و من از پدرم میراث نبرم؟ آیا پیامبر خدا نگفته است حق مرد در فرزندانش رعایت می شود؟ این روایت در بحار الانوار جلد ۲۹ ص ۴۲۱ و در بسیاری از منابع اهل سنت نیز نقل گردیده است.
...
بگذارید یک بار دیگر آنچه مورد استناد آن بزرگوار قرار گرفته است را از ترجمه کتاب الطرائف ص ۴۱۸ مرور کنیم:
“….سپس بانوی اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگی رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود:ای جوانمردان و ای بازوان توانمند ملت و یاران اسلام این نادیده گرفتن حق مسلم من از سوی شما چیست؟این چه تغافلی است که در برابر ستمی که بر من وارده شده نشان می دهید؟!آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یعنی پدرم نمی فرمود:
«المر یحفظ فی ولده

(احترام هر کس در مورد فرزندان اوراباید نگاهداشت؟چه زود اوضاع را دگرگون ساختید و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید،با این که توانایی بر احقاق حق من دارید،و نیروی کافی بر آنچه می گویم در اختیار شماست.آیا می گوید:محمد صلی الله علیه و اله وسلم از دنیا رفت و با رحلت آو همه چیز تمام شد،و خاندان او باید به دست فراموشی سپرده شوند و سنتش پایمال گردد؟”

باتشکر - یاعلی -خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 16:23  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

آیه الله العظمی وحید خراسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

متن عریض وطویل شما را بعد از چند روز خواندم . دوست عزیز فقط میخواهی از ظاهرعدول کنی وهمه مطالب رو توجیه کنی .به خاطر گسترده بودن مطالب فعلا در یک مقام بحث را دنبال میکنیم.

پاسخ:اگر شما دنبال حق هستی و جواب این جور به من تعنه نمی زدی متن عریض دادم ولی جوابم کامل بود.خیلی روش کار کردم

شما مگر دنبال جواب نیستی پس چرا تعنه می زنی ومی گویی توجیه مطالب . در ضمن شما بسیاری از این توجیهات را جواب ندادی

خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره) (۱۳۸۹/۰۳/۱۴ - )

كسانى بيايند درست در خط مقابل امام حركت كنند، درباره‌ى مسئله‌ى قدس در روز قدس آنجور موضعگيرى كنند،( در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بياورند، بعد ما با كسانى كه با اساس مبناى امام و حركت امام صريحاً مخالفند، اظهار همراهى كنيم، خودمان را در كنار اينها قرار بدهيم(رجوع شود به عکس سید حسن با سران فتنه در خرداد ماه) و تعريف كنيم، يا در مقابل اينها سكوت كنيم؛(به نظر شما این سکوت از جانب چه کسانی بود؟) در عين حال بگوئيم ما دنباله‌روِ اماميم! اين امكان ندارد، اين قابل قبول نيست. ملت هم اين را خوب فهميدند. ملت اين را مى‌بيند، ميداند، ميشناسد، ميفهمد.(سطر آخر دوباره خوانده شود)

پاسخ:خوب تمام حرفهای شما درست ما نگفتیم سید حسن آدم خوبی هست ما گفتیم اگر آیه الله خامنه ای صلاح دانسته که سید حسن صحبت کند این کار مردم چه معنا دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى‌ (۱۳۸۹/۰۳/۱۸ ) :

اينها خيلى مهم است. با گذشت بيست و يك سال از رحلت امام، مردم اينجور به امام دلبسته‌اند. خوب، امام مظهر انقلاب است، مظهر دين است، مظهر آن آرمانهائى است كه او به آنها دعوت ميكرد و اول‌بار چشم ما را به روى اين آرمانها باز كرد و ما را به سمت اين آرمانها هدايت كرد؛ كسى كه منادى توانائى اين ملت براى پيمودن مدارج اعتلاء و كمال بود. وقتى مردم به انسانى با اين خصوصيات احترام ميگذارند، معنايش اين است كه به اين آرمانها احترام ميگذارند.(کلمه احترام رو ببینید)

پاسخ:خوب این هم هیچ دلیلی نیست که شعارهای مردم در ضد سید حسن مقصود احترام باشد واین خیلی معنای دور از انتظار است احتمالا منظور حضور میلیونی مردم است و شما دلیلی بر حرف خود که منظور از احترام شعار بر ضد سید حسن است نداری .

بيانات در ديدارمردم بوشهر در روز ميلاد امام على(ع) (۱۳۸۹/۰۴/۰۵ -) البته ملت ايران به بركت انقلاب، ملت هشيارى هستند. بسيارى از معضلات اين كشور، با بصيرت مردم حل شده است. خيلى اوقات انسان مشاهده ميكند كه توده‌ى مردم حقايق را از بعضى از خواص و نخبگان بهتر مى‌بينند و بهتر ميفهمند؛ چون تعلقاتشان كمتر است.(نیاز به توضیح نیست)

پاسخ:منظورتان را نمی فهمند حتما نیاز به توضیح دارد یعنی این که همیشه مردم راست می گویند و نخبگان غلط یا چیز دیگر نمی فهمم منظورتان چیست توضیح دهید

حضرت آقا در این بیانات از مردم تشکر کرده بعد شما میگویید :این کارمردم مورد نقد است.

پاسخ:باید دید ایه الله خامنه ای برای چه کاری که مردم کردند تشکر کردند :احترام به امام وشرکت در این سالگرد بعدهم

اولا من یک نکته ای بگویم اصلا حضرت آیه الله وحید بیانیه ای ندادند وفقط این مطلبی که صدا کرده فقط یک صحبت لفظی بوده نه بیانیه (برفرض صحت این امر) بعد هم من هنوز قبول نکردم که آقا این حرف را زدند چون به دفترشان زنگ زدم و آنها این حرف را تایید نکردند اگر آقا این حرف را گفته بودند حتما تایید می کردند .بعد هم من بگم من طرفدار سید حسن نیستم از کاراش هم خوشم نمی آید فقط نقد من به این کار مردم است چون وقتی مردم دارند به کسی که محبوبشان صلاح دانسته که او صحبت کنند اساعه می کنند به خود محبوبشان اساعه کردند.همین من دلیل عقلی اوردم ولی شما پاسخ جامع وشاملی ندادی فقط در صورتی می توانی اثبات کنی که کار مردم درست بوده است که بگویی سید حسن به زور رفته صحبت کند در حالی که خود آقای خامنه ای اجازه نداه بودند که این حرف صد در صد غلط است. پس خواهشمندم حق را قبول کنی

چرا به خاطر حمایت از اشتباه یک مرجع میخواهید رهبری و مردم را قربانی کنیدتا مرجع مورد علاقه شما زیر سوال نرود؟

پاسخ:من می خواهم حق بیان شود یک نکته هم بگم هیچوقت من رهبری را قربانی نکردم وسعی می کنم همه حرفهایم درتایید رهبری باشدو قربانی کردن مردم هم که شما می فرمایید آیا همیشه مردم حق را می گویند پس معنای اکثرهم لا یعقلون چیست؟پس معیار حق مردم نیستند به قول مولا علی علیه السلام :ححق را از مردم نشناس مردم را از حق بشناس.(البته این حرف را در جایی ندیده ام فقط از زبان یکی از کارکنان تلویزیون که در جلسه مقام معظم رهبری به ایراد سخن می پرداخت شنیدم

و اما جواب این جمله شماراکه فرمودید:(اما استفاده ماهواره وآمریکا ربطی به وظیفه ماندارد ) باز میتوان در بیانات رهبر پیدا کرد:

بيانات در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری (۱۳۸۸/۰۷/۰۲ - ۱۴:۲۰) :

اين را هم عرض بكنيم؛ بعضی‌ها در فضای فتنه، اين جمله‌ی «كن فی الفتنه كبن اللبون لا ظهر فیركب و لا ذرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ذرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود.

(به هیچ وجه بی بی سی و امریکا واسراییل نتوانند از تو استفاده کنند از هیچ راه.....(

پاسخ:من دلیل حرف خودم را گفتم باید شما دلیل من را نقض می کردی اما اصلا دلیل من را شما  اصلا نیاوردی

حرف آیه الله خامنه ای کاملا درست است اما آیا معنای این حرف این است که معیار ما در کارهایمان کار مخالفان باشد ؟یا باید معیارمان شرع مقدس اسلام باشد .؟ممکن است مخالفان به فقرا کمک کنند آیا یعنی کمک به فقرا کار بدی است معیار حق شرع مقدس اسلام وحق وحقیقت است نه کار مردم وبی بی سی.

واما در جواب اینکه فرمودید:(درست است آیه الله خامنه ای رهبر جامعه اسلامی است ولی در حاکم شرع بودن همه مراجع یکسانند) شما را به خواندن کتبی که در زمینه حکومت اسلامی نوشته شده ارجاع میدهم. واما پاسخ اینجانب بعد از مطالعه این کتبها:

محدوده ولایت : بر اساس ادله نقلی وعقلی همه فقیهان دارای ولایت بالفعل میباشند مانند ولایت بر افتا،قضا،اجرای حدود،زعامت ورهبری جامعه اسلامی ولی اگر زمانی فقیه جامع الشرایط اقدام به تشکیل حکومت اسلامی کردبه جز منصب افتا (فتوا دادن )بقیه مناصب از مجتهدان برداشته میشود یعنی حاکم شرع به معنی واقعی کلمه همان فقیهی است که در راس حکومت قرار دارد.

پاسخ:اتفاقا معنای حاکم شرع همین منصب فتوا دادن است من که تعریفش را گفتم منبع هم دادم من تعریف حاکم شرع را دقیقا در آخر رساله مراجع آنجایی که تعریف لغات را می کند گفتم (رساله آیه الله فاضل).باز می گویم در شعاع ولایت فقیه اختلاف است

این جمله که آقای وحید به آقای لاریجانی فرمودند منبع ندارد وحرفی بر اساس خیالات وتوهمات شخصی است در آخر باید باور کنیم به فرموده حضرت آقا که نخبگان وخواص مردود شدندو وظیفه منو شما تبری از اینهاست واین اصل خیلی سخت است چون همه نولی دارند ولی تبری

پاسخ:شما خیلی بی ادبی من تمام بحثم را براساس ادب گذاشتم ولی شما خیلی بی ادبی اگر بخواهد بحثمان با بی ادبی شما ادامه پیدا کند من دیگر ادامه نمی دهم من میشه به آیه الله خامنه می گویم آیه الله خامنه ای اما شما به آیه الله وحید می گویی آقای وحید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به سخنان ما می گویی توهم وخیال خوب آدمی که اهل بحث است حداقل می گوید منبعت را بگو نه که همان اول فحش دهد اگر یک بار دیگر این بی احترامی را بکنی دیگر جوابت را نمی دهم منبع من مثل منبع شما که گفتی از پسر آیه الله وحید شنیدم شخصی است که 20 سال شاگرد آیه الله وحید است و بسیار فرد موثقی است و او از افراد معتبر نقل می کرد.

جناب مدیر وبلاگ مگر رسالت شما حمایت از رهبری و نظام اسلامی نیست آیا شما با بنده هم عقیده نیستید که بعضی از سخنان حضرات باعث تضعیف نظام ورهبر میشود؟

پاسخ:مثلاً

شما اگر به جای من بودید حرف چه کسی را قبول میکردید حرف رهبری را یا حرف بعضی ازاین اقایان را که مردم را در چهارده خرداد بی اخلاق، ظالم ، از خدا دور و به کفر نزدیک یا کسانی که کار خلاف شرع انجام دادند معرفی کردند درحالیکه نظر رهبری کاملا مخالف با این آقایان است.

پاسخ:حرف حق .

ایا ما اجازه نداریم بپرسیم که چرا باید جوری بیانیه داد که موجب تشویق آمریکا واسرائیل شد؟ کجای حرف بنده دارای منطق نیست که شما ان را بی منطقی مینامید؟

پاسخ:گفتم بیانیه ای در کار نیست.

در آخر این را عرض بکنم که عمار بودن به این آسانی نیست وصرف ادعا نمیشود

پاسخ:دقیقاً

به گزارش خبرنگار جهان حجت‌الاسلام احمد رهدار عضو هيأت علمي مؤسسه آموزشي امام خميني(ره) در جلسه هفتگي انصار حزب‌الله گفت:

حالا قصه مراجع ما اين است که دوازده قرن آنها در جايگاه اصلي خود نبودند و امام(ره) مي‌خواست آنها را به جايگاه اصلي برگرداند. اما آنها نمي‌آيند. چرا که به آنجا عادت کرده‌اند و ما به هر جايي عادت کنيم، هنجارش را توليد مي‌کنيم. به همين علت معتقدم به درستي، آن انديشمند غربي گفت: انقلاب آيت‌الله خميني، انقلاب حجت‌الاسلام‌ها بود و نه آيت‌الله‌ها

مراجع عظام تقليد عمدتاً در بهترين شرايط بزرگواراني بودند که جلوي امام سنگ‌اندازي نکردند. اما اينگونه نبود که حالا اگر امام به زندان رفته يا تبعيد شده، اين‌آقايان دوباره علَم ايشان را بلند کنند و به زندان بروند يا تبعيد شوند. امام بود و حجت‌الاسلام‌هاي او آن هم به اين دليل که‌آيت‌الله‌ها 12 قرن سر جاي خود نبودند و الان يک دفعه که بخواهند سر جايشان بيايند، سخت است

پاسخ: چرا در جایگاه اصلی خود نبودند؟چرا الان در جای خود نیستند؟

همين جا مي‌خواهم تحليلي ارائه کنم که چرا در قضيه انتخابات و اغتشاشات بعد از آن من و شما که سر کلاس درس اين بزرگواران درس ولايت‌پذيري را گرفته بوديم، از اينها جلوتر بوديم و بهتر عمل کرديم

من خيلي راجع به اين موضوع فکر کردم و قطعا شما هم به بزرگان ديانت و مراجع تقليد و علما که ما در محضر ايشان ياد گرفتيم، ولايت فقيه يعني چه، ارادت داريد. ولي به يک دفعه ديديم در يک بحراني انگار ما سر جاي خود بوديم و اين بزرگواران سر جايشان نبودند. همه از اين موضوع ناراحت شديم. شايد امثال بنده که افتخار تلمذ در محضر کلاس اين بزرگواران را داشتم بيشتر ناراحت شدم. لذا بيشتر فکر کردم که قصه چيست. شايد ما، يعني آدمهايي که در اين انقلاب هويت پيدا کرديم و موج انقلاب به ما هويت و شخصيت داد، و هيچ تجربه‌اي هم غير از انقلاب نداريم، تصوري غير از دين از انقلاب نداريم

پاسخ:حرفهایت دلیل ندارد از کجا می دانی تو سر جای خود بودی و آنها نبودند همه که نباید مثل هم مل کنند هرکس وظیفه ای دارد در ماه رمضان که همه نباید روزه بگیرند افرادی که دلیل منطقی بر روزه نگرفتن خود دارند نباید مورد ملامت قرار گیرند(من دلیلم را ارائه دادم ولی پاسخی نشنیدم)

ولي بزرگواران ما هويتشان دوگانه است. اينها يک جايي بودند که امام آنها را به انقلاب آورده است، يعني 12 قرن در پايگاه اپوزيسيون بودند و حالا که حکومت ولايت فقيه راه انداختيم آنها بايد آن پايگاه را رها کرده و به مرکز مي‌آمدند. اما بايد بپذيريم که نيامدند.

پاسخ:منظورتان کدام بزرگواران است؟حالا من مرجع چگونه به مرکز بیایم ؟

وقتي مرجع بزرگوار تقليد ما 30 سال از انقلاب گذشته ولي به يکباره مي‌فرمايد بانکهاي ما ربوي است، بايد در اين موضوع تامل کرد. چرا امام نگفت بانکها ربوي است، چرا حضرت آقا نمي‌گويند. نه اينکه از نظر اين دو بزرگوار بانکها درست مي‌باشند. آنهايي که مي‌گويند ربوي است کانّه مي‌گويند به ما چه ربطي دارد، هرکس حکومت مي‌کند، بفهمد بانکش ربوي است. انگار حکومت يک چيز است و خودش يک چيز ديگر.

و انگار هنوز در جايگاه اپوزيسيون قرار دارد. اما حضرت آقا که ولايت مي‌کند مي‌فهمد بانکها ربوي است اما با خود مي‌گويد حالا اگر بانکها بخواهد ربوي نباشد چه کسي بايد آن را از ربوبيت خارج کند؟ آيا غير از من؟! اين کسي است که احساس مي‌کند سرجايش هست

پاسخ:فقط آیه الله وحید نمی گوید سود وام بانکها حرام است آیه الله بهجت هم می گوید آیه الله نوری هم می گوید آیه الله مکارم هم می گوید حتی دوستم می گفت آیه الله خامنه ای هم می گوید برو تحقیق کن

ببین ربا یک تعریفی داره که اگر مثلا من یک پولی را به شما بدهم بگم مثلا با 10 درصد سود مثلا یک ماه دیگه باید برگردانی ولی مضاربه تعریفش این است من به شما پولی را می دهم می گویم باید 10 درصد از پولی را که از کار روی این پول به دست آوردی به من بدهی اگر هم ضرر کردی من هم در ضررتو شریکم

حالا کار بانک ما کدام یک از این دو چیز است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باتشکر یاعلی خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 12:58  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

آیه الله العظمی بهجت دام ظله :

به غیر از حافظیت خدا به هیچ

چیز نباید اعتماد داشت.

کتاب نفس مطمئنه

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:28  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

امام زمان(عج)

ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند. بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند؛ او گمان می‌کند پدرش گم شده است، در حالی که واقعا خودش گم شده است. انبیا، امامان و اولیا، پدران خلقند و دست خلایق را می‌گیرند تا آنها را سالم از بازار دنیا عبور دهند.

غالب خلایق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (علیه‌السلام) گم و غایب نشده‌اند، ما گم و محجوب گشته‌ایم.

ظاهرا می‌گوییم آقا می‌آید، ولی در حقیقت ما به خدمت حضرت می‌رویم. ما به پشت دیوار دنیا رفته و گم شده‌ایم باید از پشت دیوار بیرون بیاییم تا ببینبم که امام زمان(علیه‌السلام) از همان ابتدا حاضر و منتظر ما بوده‌اند.

سلطانی

گروه دین و اندیشه تبیان

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 21:42  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

عرضه‏ اعمال بر امام زمان (عج)

امام زمان عليه السلام

امام خمینی(ره) در مورد عرضه اعمال به حضرت حجت می‌فرماید:

در روایات آمده است پرونده اعمال ما در هر عصری به امام زمان آن عصر ارائه می‌شود. كه به تبع اعمال ما در این عصر به محضر امام زمان (عج) عرضه می‌شود و حضرت از اعمال ما با خبر می‌شوند. امام خمینی در این زمینه فرمایشاتی داشته‌اند كه در اینجا ذكر می‌كنیم.

تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند. (1)

توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعه‏های من هستند . اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل می‏شود. (2)

طوری باشد که نامه‏ها وقتی عرضه می‏شود، ایشان را متاثر نکند. (3)

قبل از این ‏که این نامه‏ اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه‏ اعمال‏مان. (4)

تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند.

وقتی نامه‏های ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است که هر هفته می‏برند، هفته‏ای دو دفعه.) وقتی که می‏برند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم. (5)

من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود. اینها شیعه‏ تو هستند این کار را می‏کنند! نکند یک وقت ‏خدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشته‏های ملایکة ‏اللهی که مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت می‏شود. ذره‏هایی که بر قلب‏های شما می‏گذرد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب دارد. زبان ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. کسانی که مراقبت می‏کنند اینها را، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت، چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد. مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان. (6)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 18، صص 17- 18 .

2- همان، ج 12، ص 128 .

3- همان، ج 12، ص 224 .

4- همان، ج 1، ص 33 .

5- همان، ج 8، ص 149 .

6- همان، ج 7، ص 267 .

منبع :سایت تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:19  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

در "قبر" چه می‌گذرد؟!

قبرستان

یكى از منازل هولناك سفر آخرت ، قبر است كه در هر روز مى‌گوید: انا بیت الغربة، انا بیت الوحشة ، انا بیت الدود (یعنى) منم خانه غربت و تنهایی، منم خانه وحشت، منم خانه كِرم .

عقبه اول وحشت قبر است:

در كتاب "من لا یحضره الفقیه" آمده است كه چون میت را به نزدیك قبر آورند فوراً او را داخل قبر نكنند زیرا براى قبر هول‌هاى بزرگی است، و زمینی که قبر را در بر می‌گیرد از هول آنچه اتفاق خواهد افتاد به خداوند پناه برد؛ بنابراین خوب است که پیکر مرده را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كنند تا آماده ورود به منزلگاه ابدی و سختی‌های قبر شود ، پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كنند. آنگاه او را به كنار قبر برند.

علامه محمد تقی مجلسى(اول) در  حوادث قبر گفته است: هر چند روح از بدن مفارقت كرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن كاملا زایل نشده و از بین نرفته است، و خوف ضغطه(1) قبر و سؤال منكر و نكیر و رومان فتّان قبور (2)، و عذاب برزخ هست تا آنكه براى دیگران عبرت باشد و تا همه بیندیشند كه چنین حادثه‌اى در پیش دارند...

و در حدیثی که گویا از  حسن بصری، از یونس آمده، منقول است كه گفت حدیثى از حضرت امام موسى كاظم(علیه‌السلام) شنیدم كه فرمودند: چون مرده را به كنار قبر مى‌برید، ساعتى او را مهلت دهید تا استعداد و آمادگی پرسش منكر و نكیر بیابد.

شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى‌خورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مى‌شود؟ گفت چه گمان مى‌برید به كسى كه به سفرى طولانى مى‌رود و بدون مونس به قبر وحشتناكى وارد مى‌شود و به حضور حاكم عادلى مى‌رود كه برای کردار خود در نزد وی حجتى ندارد؟

و روایت شده از جناب "براء بن عازب" كه یكى از معروفین صحابه پیامبر است كه ما در خدمت حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) بودیم كه نظرش به جماعتى افتاد كه در محلى جمع گشته بودند. پرسیدند: براى چه مردم اجتماع كرده‌اند؟ گفتند براى كندن قبر جمع شده‌اند. براء بن عازب گفت: چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوى آن شتاب كرد تا خود را به قبر رسانید پس كنار قبر به زانو نشست و من از طرف دیگر مقابل آن حضرت رفتم تا ببینم چه كار مى‌كنند، دیدم به شدت گریستند و آنگاه رو به ما كردند و فرمودند: "اخوانى لمثل هذا فاعدوا" یعنى اى برادران من، براى چنین حادثه‌ای خود را آماده کنید.

شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى‌خورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مى‌شود؟ گفت چه گمان مى‌برید به كسى كه به سفرى طولانى مى‌رود و بدون مونس به قبر وحشتناكى وارد مى‌شود و به حضور حاكم عادلى مى‌رود كه برای کردار خود در نزد وی حجتى ندارد؟

و قطب راوندى روایت كرده كه حضرت عیسى(علیه‌السلام) پس از مرگ مادر خود مریم، او را صدا زد و گفت: اى مادر! با من سخن بگو؛ آیا مى‌خواهى كه به دنیا برگردى؟ گفت: بلى براى آنكه در شب بسیار سرد، براى خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم، و روزه بگیرم. اى پسر جان ! این راه بسیار خطرناك است .

و روایت شده كه حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) در وصیت خود به امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) گفت: چون من وفات كردم خودت مرا غسل بده و تجهیز كن و نماز گزار و مرا داخل قبر كن و در لحد (قبر) بسپار و خاك بر روى من بریز و نزد سر من مقابل صورتم بنشین، و قرآن و دعا براى من بسیار بخوان؛ زیرا كه "آن سعادت" وقتى است كه مرده محتاج به انس گرفتن با زنده است (و زنده با قرآن و ذکر با او نجوا می‌کند) .

و سید بن طاووس (رحمة الله علیه) از حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت كرده كه فرمود: ساعتى سخت‌تر از شب اول قبر بر میت نمى‌گذرد پس با صدقه دادن، به مرده خود رحم كنید و اگر چیزى نیافتید كه صدقه دهید، پس دو ركعت نماز گزارید و در ركعت اول آن نماز سوره "فاتحة الكتاب" (حمد) را یك مرتبه بخوانید و سوره توحید را دو مرتبه بخوانید و در ركعت دوم "فاتحه" را یك مرتبه و سوره تكاثر را ده مرتبه بخوانید و سلام دهید و بگویید: "اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر ذلك المیت فلان بن فلان" یعنی: خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان او و ثواب این نماز را به قبر این مرده جاری ساز و به جای فلان بن فلان، نام مرده را بگوید؛ پس حق تعالى همان ساعت هزار ملك به سوى قبر آن میت مى‌فرستد و با هر ملكى جامه‌اى و حله‌اى (زیور آلات) ، و تنگى قبر او را وسعت مى‌دهد تا روزی که اسرافیل بر صور بدمد و قیامت کبرا آغاز شود و به نمازگزار به عدد آنچه در آفتاب بر آن مى‌تابد حسنات مى دهد و چهل درجه مقامش را بالا مى برد.

قبرستان

 

نماز دیگر برای راحتی کوچیدن مردگان به سوی قبر

براى برطرف كردن وحشت قبر از مرده مستحب است نمازگزار دو ركعت نماز گزارد و در ركعت اول سوره حمد و "آیة الكرسى"(4) و در ركعت دوم سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را بخواند و چون سلام دهد بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر فلان به جان فلان، یعنی: خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان او و ثواب این نماز را به قبر این مرده جاری ساز و به جای فلان بن فلان، نام مرده را بگوید.

از كارهایى كه براى وحشت قبر سودمند است کامل نمودن ركوع نماز است، چنانكه از حضرت امام محمد باقر(علیه‌السلام) روایت شده كه كسى كه ركوع نماز خود را تمام كند گرفتار وحشت قبر نمى‌شود.

حكایت

حاجی نورى که خداوند قبر او را نورانی کند در کتاب "دارالسلام" از استاد خود ملا فتحعلى سلطان آبادى که خدای بزرگ، قبر او را عطر آگین کند؛ نقل كرده كه فرمود: عادت و روش من بر آن بود كه هر كس از دوستان اهل بیت(علیهم‌السلام) كه خبر فوتش را مى‌شنیدم در شب دفن او برایش دو ركعت نماز مى‌خواندم، چه میت را بشناسم یا نشناسم و هیچ كس بر این كار من مطلع نبود تا آنكه روزى یكى از دوستان، مرا در راهى ملاقات كرد و گفت: دیشب خواب دیدم فلان شخص را كه در این ایام وفات كرده و از حال او و آنچه بعد از مرگ بر او گذشته پرسیدم گفت: من در سختى و بلا بودم تا آنكه "مرحوم سلطان آبادی" برایم دو ركعت نماز خواند و اسم شما را برد و آن دو ركعت نماز، مرا از عذاب نجات داد؛ به خاطر این احسانى كه به من كرد خدا پدرش را رحمت كند. مرحوم حاج ملا فتحعلى فرمود آن شخص از من پرسید كه آن نماز چه نمازى بود؟ پس من ، او را از كار دائمى خود براى اموات خبر دادم .

و نیز از كارهایى كه براى وحشت قبر سودمند است کامل نمودن ركوع نماز است، چنانكه از حضرت امام محمد باقر(علیه‌السلام) روایت شده كه كسى كه ركوع نماز خود را تمام كند گرفتار وحشت قبر نمى‌شود.

و نیز آنكه در هر روز صد مرتبه بگوید: "لا اله الا الله الملك الحق المبین" همواره برای اوست امان از فقر و از وحشت قبر و او به سوى خود توانگرى مالی را بكشد و گشوده شود درهاى بهشت بسوی او چنانكه در احادیث و اخبار وارد شده است .

و نیز آنكه بخواند سوره یس را هر شب پیش از آنكه بخوابد، و آنكه بخواند نماز لیلة الرغائب(5) را. و هر كه عیادت كند مریضى را حق تعالى بر او فرشته‌ای مى‌گمارد كه او را در قبر تا روز ورودش به محشر عیادت كند.

در كتاب "من لا یحضره الفقیه" آمده است كه چون میت را به نزدیك قبر آورند فوراً او را داخل قبر نكنند زیرا براى قبر هول‌هاى بزرگی است، و زمینی که قبر را در بر می‌گیرد از هول آنچه اتفاق خواهد افتاد به خداوند پناه برد؛ بنابراین خوب است که پیکر مرده را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كنند تا آماده ورود به منزلگاه ابدی و سختی‌های قبر شود ، پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كنند. آنگاه او را به كنار قبر برند.

و از ابوسعید خدرى منقول است كه گفت: شنیدم كه حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) به مولای متقیان على (علیه‌السلام) مى‌فرمود: یا على شاد شو و مژده بده كه براى شیعه تو وقت مردن نه حسرتى است و نه وحشت قبر و نه اندوهى در روز قیامت.

 

حکایت

حضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی"دام ظله العالی" نقل می‌فرمودند در سال‌های میانی حیات مرحوم والدم آیة الله العظمی حاج آقا احمد زنجانی "رحمة الله"، بانوی محترمی بود به نام "احتجاب السلطنه" که از آشنایان بوده و مورد احترام همه بود، پس از فوت  او  والد ارجمندم هر شب جمعه برای او سوره یس قرائت می‌فرمود و این عمل نیکو تا سالها ادامه داشت، یکی از شب های جمعه غفلت عارض شده و پدر فراموش می‌کنند که برای آن مرحومه سوره یس بخوانند. شب که می‌خوابند در عالم رویا آن مرحومه را می‌بینند که در منزلشان نان می‌پزند و آن مرحومه به اطرافیانش می‌گوید این دو نان را بگیرید و به منزل آقای زنجانی ببرید چرا که ایشان نیز برای ما نان می‌فرستند گر چه این بار یادشان رفته است.

برگرفته از کتاب منازل الاخرة

 بخش دین و اندیشه تبیان- آقامیری-سایت تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:18  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

فضایل امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرالمومنین

معیار مؤمن و منافق بودن

«حدیث لا یحبّه الاّ مؤمنٌ»

حضرت علی علیه السلام

خلاصه این حدیث شریف آنست که علی بن ابیطالب علیه السلام معیار ایمان و کفر است، فقط مؤمنان می‎توانند آن حضرت را دوست بدارند.

از طرف دیگر فقط منافقان آن جناب را دشمن می‎دارند.

این حدیث شریف که کتاب‎های شیعه و اهل سنت را پر کرده و از حدّ تواتر گذشته است از مناقب منحصر به فرد حضرت علی علیه السلام می‎باشد که با تعبیرهای مختلف از رسول خدا نقل شده است که فرمود:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علیّ لا یُحِبّکَ الاّ مُؤمنٌ و لا یُبغِضُکَ الاّ مُنافِقٌ. (1)

«ای علی، تو را دوست ندارد جز مؤمن، و تو را دشمن ندارد جز منافق.»

حارث همدانی گوید:

روزی علی علیه السلام را دیدم که بالای منبر رفت، پس از حمد و ثنای خداوند فرمود:

قضاءٌ قضاهُ الله تعالی عَلَی لِسانَ النّبی صلی الله علیه و آله، انّهُ قال: لا یُحبُّنی الاّ مؤمنٌّ و لا یُبغِضُنی الاّ مُنافقٌ وَ قَد خابَ مَنِ افتری . (2)

«خواست خدا بود که بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شد که فرمود: مرا دوست نمی‎دارد مگر مومن و مرا دشمن نمی دارد مگر منافق، و دروغ گفت آن کس که ادعای باطل کرد.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173، ذیل حکمت 42  گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح» .

2- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173 ذیل حکمت 42  گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح»/ نهج البلاغه معجم المفهرس حکمت 45 .

 

منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

منبع:سایت تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:17  توسط ع-بيدگلي کاشانی  | 

یا حسین

قلبم برای بین الحرمین می تپد،

کی می شود امام حسین علیه السلام

 توفیق زیارتش را به من فقیر دهد

 

آیا گریه كردن كافیست؟!

چگونه حسینی شویم؟

حادثه کربلا، حادثه‌ای است که دیگر تکرار نمی‌شود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درس‌ها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیه‌السلام) و اصحابش می‌باشد و از سوی دیگر شامل وحشیانه‌ترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است. 

امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست كه با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیه‌پوش کنیم و بیرق‌های عزا بپا کنیم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟!

در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟!

پر واضح است که در چنین حادثه‌ای بس عظیم، درس‌های بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزی‌هایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمان‌ها می‌شود.

حال امروز دین به دست ما رسیده و در مقابل این دو دغدغه فرزند رسول خدا مسئولیت داریم. آیا ما برای زنده نگهداشتن سنت پیامبر اکرم تلاش می‌کنیم؟ آیا سنت‌های رسول خدا را عمل می‌کنیم؟

چقدر روش‌های اخلاقی رسول خدا را شناخته‌ایم و به کار می‌گیریم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاری‌های در دین حساس هستیم؟ چقدر در مقابل بدعت‌ها می‌ایستیم و با آنها مبارزه می‌كنیم تا دین از آسیب‌ها در امان بماند؟ و ...

قیام امام حسین(علیه السلام) از چنان عظمتی برخوردار است که در روایات آمده اگر کربلا نبود کعبه باقی نمی‌ماند. چنانکه به کعبه حمله کردند و آن را تخریب نمودند. یعنی اگر قیام امام حسین (علیه‌السلام) نبود، اسلام از بین می‌رفت.

خوردن هر خاکی، حرام است ولی خوردن تربت حرم امام حسین(علیه السلام) اگر به قصد استشفاء باشد، مستحب و خداوند شفای بیماری‌ها را در آن قرار داده است.

سجده بر تربت پاک سیدالشهدا در نماز باعث قبولی نماز می‌شود و نُه امام معصوم بعد از واقعه کربلا بر تربت حرم امام حسین(علیه السلام) سجده نموده‌اند.

بنابر روایات در روز عرفه خدای متعال اول به زائران امام حسین(علیه السلام) نگاه می‌کند بعد به زائران بیت الله الحرام در صحرای عرفات.

اینها عظمت واقعه کربلا و حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را می‌رساند. پس منطقی و عقلانی است که اولاً این واقعه بزرگ تاریخ که تنها یک رخداد تاریخی نیست بلکه یک فرهنگ است را بازکاوی نماییم و درس‌های موجود در آن را آموخته و عامل باشیم.

امام حسین(علیه السلام) در نامه‌ها و سخنرانی‌هایشان، انگیزه خود را از قیام ، بیان فرموده‌اند. امام، زمانی که به مکه رسیدند برای سران قبایل مختلف؛ نامه‌هایی نوشتند و توسط چهار سفیر آنها را به دست ایشان رساندند؛ چرا كه در آن عصر، نظام به صورت قبیله‌ای بود. اگر رئیس قبیله چیزی را می‌پذیرفت، مردم را نیز با خود همراه می‌کرد و اگر موردی را نمی‌پذیرفت مردم نیز حق پذیرش نداشتند. پس نامه‌ها به سوی روسای قبایل ارسال شد.

دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را می‌شنوی از خود بیخود می‌شوی!اگر می‌خواهی امام حسین (علیه‌السلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن .

ای خواهر و برادر اگر می‌خواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعت‌گذار مبارزه كن و برای ریشه‌كن شدن بدعت‌ها تلاش كن.

بنا به نقل طبری، یکی از این نامه‌ها توسط سفیر امام "سلیمان بن رزین" برای پنج نفر از سران قبایل شهر بصره که عبارت بودند از: مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس تمیمی، منذر بن جارود عبدی، مسعود بن عمرو ازدی، قیس بن هیثم ارسال شد.(1)

"منذر بن جارود" پس از دریافت نامه، سلیمان، سفیر امام را به همراه نامه تحویل ابن زیاد داد. و ابن‌زیاد یک شب قبل از حرکت به سوی کوفه، دستور داد سلیمان را گردن زدند.

نامه امام به سران قبایل بصره کوتاه است. اما در دو جمله انگیزه خود را از رفتن به کربلا و قیام خود را بیان می‌فرماید:

1- "فَانَّ السُّنَّة قد اُمیتَت" یعنی بدرستی که سنت و روش و منش‌های پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از میان جامعه اسلامی رخت بر بسته است و مرده است.

از رحلت پیامبر زمان زیادی نگذشته است اما دیگر خبری از سنت‌های رسول خدا نیست. پیامبر اکرم جامعه نبوی ایجاد کرده بود ولی اکنون تبدیل شده به جامعه اموی و افرادی چون معاویه و یزید حاکمان آن بوده‌اند.

پیامبر جامعه ارزشی ایجاد کرده و اکنون تبدیل شده به جامعه غیر ارزشی.

پیامبر جامعه ولایی ایجاد کرده بود ولی اکنون به جامعه سلطنتی تبدیل شده و قصر و بارگاه و ثروت‌اندوزی و ظلم و ستم ایجاد شده است.

امام حسین(علیه السلام) وقتی دیدند که سنت پیامبر از بین رفته و بدعت‌ها جای آن را گرفته سکوت را جایز ندیده و قیام کردند تا دین الهی را زنده نگه دارد که اگر این کار را نمی‌کردند معلوم نبود چه بلایی به سر دین می‌آمد.

پیامبر در مسجد در حضور مردم می‌فرماید من هیچ اجری از شما نمی‌خواهم فقط به خاندانم دوستی و محبت ورزید. "لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."(2)

ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟

فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن(علیه‌السلام) را نیز به شهادت رساندند و در آخر با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاستند.

آنان اجر رسالت پیامبر را اینگونه دادند و سنت‌شکنی کردند.

2- و البِدعَةَ قد اُحییَت؛ (جای عمل به سنت پیامبر) در دین، بدعت و تغییرات ایجاد كرده‌اند.

امام دومین علت قیام خود را بدعت گذاری در دین اعلام كرده‌اند.

ایشان احکام را تغییر داده‌اند و برخی احکام حلال را حرام و اعمال حرام را حلال اعلام کرده‌اند. حتی در اذان هم تصرف کرده و آن را کم و زیاد نموده‌اند.

امام حسین(علیه السلام) با قیام خود می‌خواهد، سنت‌های پیامبر را زنده کند و مقابل بدعت‌ها بایستد و آنها را از بین ببرد تا دین از خطرات مصون بماند.

امام حسین(علیه السلام) وقتی دیدند که سنت پیامبر از بین رفته و بدعت‌ها جای آن را گرفته، سکوت را جایز ندیده و قیام کردند تا دین الهی را زنده نگه دارد که اگر این کار را نمی‌کردند معلوم نبود چه بلایی به سر دین می‌آمد.

پیامبر در مسجد در حضور مردم می‌فرماید من هیچ اجری از شما نمی‌خواهم فقط به اهل بیتم مودت و محبت داشته باشید. " لا اسئلکم علیه اجراً الا مودة فی القربی."ولی آنان با اهل بیت پیامبر چه کردند؟

فدک را از حضرت زهرا(علیهاالسلام) غصب کرده و او را به شهادت رساندند. با امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) سه جنگ راه انداختند و بعد هم او را در محراب، به شهادت رساندند. امام حسن (علیه‌السلام) را نیز به شهادت رساندند و در اكنون در سال 61 با امام حسین(علیه السلام) به جنگ برخاسته‌اند.

و اکنون دین به دست ما رسیده و در مقابل این دو دغدغه فرزند رسول خدا مسئولیت داریم. آیا ما برای زنده نگهداشتن سنت پیامبر اکرم تلاش می‌کنیم؟ آیا سنت‌های رسول خدا را عمل می‌کنیم؟

چقدر روش‌های اخلاقی رسول خدا را شناخته‌ایم و به کار می‌گیریم؟ در مقابل خانواده، دوستان و مردم چقدر با گذشت و ایثار هستیم؟ چقدر به نیازمندان و فقرا توجه داریم؟ حق همسایه‌ها را چگونه ادا می‌کنیم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاری‌های در دین دقیق هستیم؟ چقدر در مقابل بدعت‌ها می‌ایستیم و با آنها مبارزه می‌كنیم تا دین از آسیب‌ها در امان بماند؟ و ...

دوست عزیز، ای همشهری و ای هموطن. ای كسی كه عاشق و شیدای حسین هستی و وقتی نام دلربایش را می‌شنوی از خود بیخود می‌شوی! اگر می‌خواهی امام حسین(علیه‌السلام) را تجلیل کنی، سنت پیامبر گرامی را زنده کن .

ای خواهر و برادر اگر می‌خواهی با امام حسین(علیه السلام) همراه شوی در دین بدعت مگذار و با بدعت‌گذار مبارزه كن و برای ریشه‌كن شدن بدعت‌ها تلاش كن.

امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز می‌فرمایند که:

"فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد؛ اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد." 

لازمه این که در دین بدعت نگذاریم اینست که دین را خوب بشناسیم، و بدانیم که فرمان الهی در احکام دین چیست؟ آنگاه است که درست عمل می‌کنیم. وقتی چهارچوب دین را شناختیم، وقتی سنت‌های رسول خدا را آموختیم، دیگر جایی برای بدعت و کارهای سلیقه‌ای و من درآوردی نمی‌ماند. آنوقت هست كه دقیقا بنا بر دستورات الهی عمل خواهیم كرد.

یادمان باشد که حسینی بودن صرفاً به مشکی پوشیدن و گریه کردن برای آن امام نیست گر چه آن نیز بزرگداشت شعائر الله است بلکه حسینی بودن به نحو اکمل یعنی همانند امام حسین(علیه السلام) عمل کردن و دغدغه‌های امام را داشتن. چرا که امام در نامه خود پس از بیان دو مطلب فوق، راه درمان را نیز می‌فرمایند که: "فَإن تَسمعوا قَولی أهدِکُم إلی سَبیل الرّشاد" یعنی اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت و خوشبختی هدایت خواهم کرد. 

 پی‌نوشت‌ها:

1- تاریخ طبری، حوادث سال 61 .

2- شوری/ آیه 23 .

                                                                                                                                       منبع:وبلاگ بین الحرمین/ سایت تبیان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:1  توسط ع-بيدگلي کاشانی  |